پژوهشكده تحقيقات اسلامى
101
سرداران صدر اسلام (فارسى)
ابن عباس درمكّه در كنار چاه زمزم سخن مىگفت ، ومانزد او بوديم . وقتى سخنانش به پايان رسيد ، مردى برخاست وگفت : اى پسر عباس ، من مردى از شام هستم ، و از اهل حمص ميباشم ، آنها از على بن ابى طالب عليه السلام بيزارى مى جويند واو راناسزامى گويند . ابن عباس گفت : خداآنهارا ( به جهت اين كارشان ) در دنيا و آخرت لعنت كند ، و عذاب دردناكى براى ايشان آماده سازد . آيا اين كارتان به جهت دورى على عليهالسّلام از رسول خداصلى اللّه عليه وآله است ، يا اين كه او نخستين مرد روزگار نيست كه به خدا وپيامبرش ايمان آورد ، و اوّلين كسى نيست كه نماز گزارد و ركوع كرد ، و كارهاى نيك انجام داد ؟ ! مرد شامى گفت : به خدا سوگند ، آنها خويشاوندى وسابقهء او را انكار نمى كنند تنها گمان مىكنند كه او مردم را كشته است . ابن عباس گفت : ما درانشان در سوگشان بنشينند ، بى ترديد على عليه السلام به خدا وپيامبر و احكام الهى از آنها داناتر است ، او جز كسانى را كه مستوجب كشتن بودهاند نكشته است . « 1 » كينهء معاويه نسبت به ابن عباس اميرمؤمنان على عليه السلام بعد از نماز صبح و مغرب ، دستها را به آسمان بلند مىكرد وچنين دعا مىفرمود :
--> ( 1 ) . المجاسن والمساوى ، بيهقى ، ج 1 ، ص 65 .